سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ MEBAGHBAN . IR ــــــــــــــ صفائی ندارد ارسطو شدن ..... خوشا پرگشودن ، پرستو شدن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ MEBAGHBAN . IR ــــــــــــــ صفائی ندارد ارسطو شدن ..... خوشا پرگشودن ، پرستو شدن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

http://www.tarafdari.com/sites/default/files/contents/user274014/content-article/pic-41944-1452333294.jpg

سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان
خوش آمدید
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/MEBAGHBAN
کانال تلگرامی :
https://t.me/MEBAGHBAN
آخرین نظرات
بایگانی

 

 

یکی از برهه های زندگی علامه شهید مرتضی مطهری (ره) که بحث های فراوان و مختلفی در مورد آن شده است جریان حسینیه ارشاد می باشد .

مکانی که پس از هجرت استاد شهید از قم به تهران محل فعالیت های فرهنگی ایشان و جذب جوانان به سوی معارف دینی شد و بعد ها با آمدن مرحوم دکتر علی شریعتی وارد مرحله تازه ای شد و همین امر هم در نهایت باعث جدائی استاد شهید از محلی که خود راه اندازیش کرد و مسئولیت آن را به عهده داشت شد .

قضاوت ها و نقل قول های متفاوتی در این مورد به عمل آمده که یکی از کسانی که در خاطرات خود اشاره خوبی به این مطلب کرده است علامه محقق ، مرحوم علی دوانی می باشد ( اینجا ) . ایشان یکی از نزدیکان استاد شهید می باشد و خودش هم سابقه سخنرانی و همکاری با حسینیه ارشاد را داشته است تا جائی که بعد از طرد شدن استاد شهید از حسینیه ، مسئولین وقت درصدد جایگزین کردن ایشان به جای استاد شهید در حسینیه بوده اند که خود علامه دوانی این امر را نپسندیدند . آنچه که در ادامه می آید گوشه ای از روایت علامه دوانی از قضایای حسینیه ارشاد می باشد که آنرا در کتاب خاطرات من از استاد شهید مطهری نقل کرده اند :

استاد شهید در حسینیه ارشاد

نمی دانم در چه سالی بود که شهید مطهری روزی به قم آمد و در مجمعی از رفقا که من هم حضور داشتم گفت : حسینیه ارشاد تکمیل شده و مشغول کار است ، من و آقا شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی و شیخ محمد جواد باهنر اعضای هیئت علمی آن را تشکیل می دهیم . آقای رفسنجانی و شهید باهنر در آن اوقات از حوزه علمیه قم به تهران رفته بودند.

استاد شهید افزود : بنا داریم از فرصت استفاده نموده و چندین کار علمی و تبلیغی در حسینیه ارشاد انجام دهیم ؛ از جمله در شب های شنبه ، هر چند شب ، گذشته از خودمان که در تهران هستیم از رفقای دیگر هم دعوت کنیم که از قم به تهران بیایند و با اعلام قبلی در روزنامه در حسینیه سخنرانی کنند . از اعضای مکتب اسلام آقایان ناصر مکارم و حسین نوری و من چند جلسه دعوت شدیم.

مدتی بعد سر و صدا راجع به حسینیه شروع شد ، که بانی این بنای عظیم کیست ، و مگر مساجد چه اشکالی داشت که مطهری و رفسنجانی و باهنر این بساط را در حسینیه ارشاد به راه انداخته اند ، لابد می خواهند کلاهی ها مانند فخرالدین حجازی را هم دعوت کنند که به جای اهل علم مردم را ارشاد کنند...

به یاد دارم در جلسه آخری که من سخنرانی داشتم گفتند از هفته بعد دکتر علی شریعتی از مشهد می آید . پرسیدم : او کسیت ؟ استاد شهید گفت : در مشهد است و خودش و پدرش آقای محمدتقی مزینانی در کانون نشر حقائق اسلام خوب طوری جوانها را به طرف دین جلب کرده اند.

گفتم : شنیده ام چند جلسه که چندی پیش قبل از من آمده و در حسینیه سخنرانی کرده جمعیت خیلی بیشتر از ما و شما داشته است . استاد شهید گفت « بله ، در مشهد هم هر روز بیشتر به او توجه پیدا می کنند. علت این است که رشته او جامعه شناسی است و خوب طوری هم درس خوانده و کاملا مسلط بر اعصابش هست . در بیان مطلب و استخدام الفاظ معرکه است ، چون جوانها از فکلی ها کمتر بحث های دینی شنیده اند و او هم به زبان جوانها صحبت می کند لذا بیش از ما طالب دارد.

من ، هم از خودش و هم پدرش که اهل مشهد هستند و خوب می شناسم ، دعوت کرده ام که بیایند سخنرانی کنند و کمک خرجی هم داشته باشند ، چون وضع زندگی شان خوب نیست .

پدرش سابقه طلبگی دارد ، منتها سالها پیش از لباس در آمده تا به نظر خودش بهتر بتواند خدمت دینی انجام دهد ؛ دبیر و کارمند فرهنگ است ؛ فعلا بازنشسته شده و فقط ماهی هزار تومان حقوق بازنشستگی دارد.

استاد شهید افزود : البته بعضی از علما و اهل منبر که بینش درستی ندارند و از همه جا بی خبرند ، و بعضی بازاریها ایراد گرفته اند که کلاهی ها را می آورند که کم کم جای عمامه به سرها را بگیرند ، مردم برای آنها دست و پا بشکنند و برای اهل عمامه هیچ ! ولی من گوش نمی دهم ، باید از اینها استفاده کرد.

اینها باید به این اماکن بیایند و مردم و مخصوصا جوانها از بینش آنها استفاده کنند ، نه این که بگذاریم آنها را دیگران ببرند و جامعه از ما بیشتر فاصله بگیرد . باید به داد جوانها رسید . علتش هر چه می خواهد باشد ، جوانها به آنها بیشتر از ما توجه دارند . خود ما نظارت داریم و در برابر هر دو دسته مقدسین و تندروی جوانها که در دو جبهه متضاد هستند ایستاده ایم . نمی گذاریم کار به جای باریکی بکشد . به همین جهت لازم است رفقای قم هم در اینجا آمد و رفت داشته باشند تا بهتر نتیجه بگیریم .

استاد شهید افزود : آقای میرزا ابوالحسن رفیعی (1) پیغام داده است که حرف هائی درباره حسینیه ارشاد زده می شود که برای ما تکلیف شرعی می آورد ، موضوع چیست ؟ من جواب داده ام که ما هم فقه خوانده ایم و فلسفه هم می دانیم ، مواظب هستیم .

و اضافه کرد که می خواهیم کسانی امثال محیط طباطبائی و مجتبی مینوی را هم دعوت کنیم در حسینیه سخنرانی کنند ؛ جواب مقدسین و مخالفین را خواهیم داد ؛ تا کی باید اینها از ما فاصله بگیرند؟

نگرانی استاد شهید از آینده حسینیه ارشاد

چند ماه بعد که برای ماه محرم در تهران منبر می رفتم ، روزی استاد شهید دعوت کرد که برای صرف ناهار به منزلش واقع در قلهک بروم و گفت آقا سید عبدالکریم هاشمی نژاد هم هست .

آن موقع سروصدا بر ضد حسینیه و سخنرانی دکتر شریعتی و پدرش به اوج خود رسیده بود . وقتی به خانه استاد شهید واقع در اوایل خیابان دولت رفتم ، دیدم شهید هاشمی نژاد هم که از مشهد برای منبر به تهران آمده بود و من سابقا در قم او را می شناختم قبل از من آمده است .

شهید مطهری خیلی گرفته و پریشان به نظر می رسید ؛ سعی داشت که در مقابل ما میهمانان خوشرو باشد و بگوید و تبسم کند ، ولی انگار رنجی جانکاه او را آزار می دهد .

پس از صرف ناهار گفت : فلانی! لابد این چند ماه شنیده ای که سروصدا بر ضد دکتر شریعتی و پدرش و کتاب اسلام شناسی او و مقاله خودش و پدرش در کتاب محمد خاتم پیغمبران که ما از طرف حسینیه ارشاد منتشر کرده ایم ، زیاد بلند شده تا جائی که نام حسینیه ارشاد را گذاشته اند « یزیدیه اضلال »!

و شنیده اید که دکتر شریعتی از مشهد به تهران آمده و کارش گرفته و تقریبا کنترل از دست ما بیرون رفته و او هم گوش به ما نمی دهد؟ گفتم : بله. استاد گفت : برای جلوگیری از گشترش این سروصداها و کنترل دکتر شریعتی اقدامات زیاد نموده ایم ولی نتیجه نگرفته ایم . با بعضی ها نمی شود صحبت کرد ، بعضی هم درد ما را ندارند و نمی توانند جوّ موجود و قضایا را درست درک کنند .

حالا من و آقای هاشمی نژاد می خواهیم برویم کرج پیش آقای حاج آقا حسن قمی ( آیةالله قمی که آن موقع در تبعید به سر می برد و ملاقات با ایشان آزاد بود ) اگر شما هم حاضر هستید برویم و از ایشان نظرخواهی و استمداد کنیم ، چون دکتر شریعتی و پدرش را خوب می شناسد و مردم هم روی ایشان که به خاطر قیام آقای خمینی از مشهد جلب شده و به حال تبعید به سر می برد حساب می کنند.

گفتم : با کمال میل حاضرم .

به اتفاق سوار فولکس واگن قراضه شهید هاشمی نژاد شدیم که خودش هم رانندگی آن را به عهده داشت . ساعت 4 بعدازظهر بود که آقای قمی را ملاقات کردیم . شهید مطهری با هیجان و ناراحتی سر صحبت باز کرد و گفت : چقدر زحمت کشیدیم که حسینیه ارشاد را تأسیس و تلاش کردیم که به دست نااهلان نیفتد ولی لابد اطلاع دارید که بر اثر سروصداها که بر ضد آن راه افتاده اکثر روحانیون تهران و اهل مبنر در مراسم آن شرکت نمی کنند و حرفها می زنند و ما را کلافه کرده اند .

دکتر شریعتی هم خیلی تند می رود و حرفهائی می زند و چیزهائی نوشته است و بهترین دستاویز را به دست مخالفین داده است . کنترل هم نمی شود ، یعنی گوش به سفارش و نصایح ما نمی دهد و کار خودش را می کند . عده ای هم دست بردار نیستند و تهمت ها به ما می زنند.

واقعا نمی دانم چه کنم ، حسینیه را رها کنم یا بمانم . از یک طرف شریعتی وجود نافعی است و در حد خودش می تواند نسل جوان را خوب به راه بیاورد ؛ چون بر اثر تبلیغاتی که در طول زمان بر ضد ما روحانیون شده وسمپاشی هائی که دشمنان داخلی و خاراجی نموده اند آن قدر که جوانها به او که یک سخنران مذهبی کلاهی است توجه دارند به ما ندارند . می ترسیم از دست دادن او باعث دردسر شود ، و اگر رهایش کنیم به جای دیگری کشیده می شود .

 از طرفی هم می بینیم اصرار ما در نگاهداری او باعث شده که از نظر اکثر روحانیون تهران و شهرستانها افتاده ایم و تمام تقصیرات را به گردن ما می گذارند . اگر وضع به همین منوال پیش برود نه تنها مقصودی که از حسینیه ارشاد داشتیم عملی نخواهد شد بلکه درست نتیجه عکس خواهد داد . واقعا کلافه شده ایم و قضیه حکم کلاف سر در گم پیدا کرده است . نمی دانیم چه کنیم . به همین جهت آمده ایم ببینیم نظر شما چینست؟ آیا می توانید شریعتی و مقدسین را نصیحت کنید کوتاه بیایند ، و آیا به نظر شما مصلحت هست که در حسینیه ارشاد به کار خود با همه این مشکلات ادامه بدهیم؟

تعجب کردم که آن دانشمند بزرگوار گرفتار چه مخمصه ای شده ؛ همان مخمصه ای که خود من در ماندن در قم و همکاری با رفقای « مکتب اسلام » و تدریس در « دارالتبلیغ » پیدا کرده بودم که چند ماه بعد ناچار همه را رها کردم و آمدم تهران .

آقای قمی شرح مفصلی اظهار داشت ، از جمله گفت : من شریعتی و پدرش را خوب می شناسم ، اینها مشهدی هستند . همین طور که شما گفتید هر دو وجود نافعی هستند ، اما این همه دم زدن از خلفا و وحدت اسلامی تا جائی که سروصدای شیعیان و افراد مخلص درآید خطرناک است .

به نظر من یا خودتان بار دیگر او را نصیحت کنید و اتمام حجت نمائید ، یا اگر می آید من او را نصیحت کنم که مواظب باشد و د راه و روش خود اعتدال را رعایت کند تا سروصداها بخوابد.

اگر دیدید نشد ، خوب او را جواب کنید ، چرا شما از حسینیه بروید ؟ شهید مطهری که از شدت ناراحتی چهره سبزه اش میل به سیاهی پیدا کرده وسر به زیر انداخته و سخت نگران بود ، سر برداشت و با حالت یأس گفت : گمان نمی کنم حرف ما را گوش کند و به اینجا بیاید ، اگر هم بخواهد رفقائی دارد که نمی خواهند ما در حسینیه باشیم و آنها نمی گذارند . مقدسین هم دست بردار نیستند . من هم واقعا خسته شده ام . اگر دیدم فایده ای ندارد از حسینیه می روم و دیگر مسئولیت آن را قبول نمی کنم . شما هم اطلاع داشته باشید .

این واقعه گویا در سال 1349 بود ، اما در چه ماهی ، درست به خاطر ندارم . در تمام این مدت شهید هاشمی نژاد ساکت بود . گوئی شهید مطهری انتظار داشت او حرفی بزند ولی حرفی نزد .

من هم گاهی چیزی می گفتم که درست به خاطر ندارم چه ها بود .

در بازگشت به تهران از هم جدا شدیم . بعدها دیدیم آنقدر سروصدا بر ضد حسینیه ارشاد زیاد شد و کارشکنی در ماندن شهید مطهری و رفقایش و اداره حسینیه بالا گرفت که گفتند آقای مطهری بکلی از حسینیه ارشاد کنار کشیده است و در مسجد الجواد نماز جماعت می گزارد و آنجا را اداره می کند .(2)

 

 

1: فقیه و حکیم مشهور که از قزوین آمده بود و در تهران اقامت داشت.

2: صص 47 تا 54

 

پاپستیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

روایت ایشان از این قضیه باز هم دنباله دارد و در ادامه جریان مربوط به بعد از رفتن استاد شهید از حسینیه و دیدارهائی که خود ایشان با دکتر شریعتی داشته اند را نقل می کنند و همچنین به صحبت های خودشان با دکتر شریعتی پیرامون حسینیه و استاد شهید اشاره می کنند که تقریبا مفصل است و ان شاءالله در وقت مقتضی دیگری آنها هم در اینجا آورده خواهد شد.

نظرات (۱۸)

۱۴ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۷:۴۲ مامان محمدمهدی
خیلی عالی بود متشکرم
خدا رحمت کند شهید بزرگوار مطهری و بقیه آقایون رو.
شرمنده من متوجه نشدم این ماجرا مربوط به کدام سالهاست؟
پاسخ:
سلام و ممنون
همینطوری که در آخر همین مطلب و متن کتاب هست تقریبا مربوط به دهه چهل و نزدیک پنجاه میشه
۱۴ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۷:۱۲ در مسلخ عشق جز نکو را نکشند...
سلام،حاج ابراهیم اگر این موضوع رو هم باز کنید ومبین کنیدممنونتون میشیم
چون واقعا توی جامعه دیده میشه
یه کسایی وبحث های بیندکتر شریعتی  و شهید مطهری به گونه ای دیگر جلوه می دهند.ودروغ هایی میسازند وبه خرد مردم میدهند تا نگاه مردم تغیر دهند.
پاسخ:
سلام
همینطور هست که می فرمائید
البته هم از سوی بعضی از مخالفین مرحوم دکتر شریعتی رفتار ناشایست وجود داره و هم از سوی دوستداران ایشان
رفتار ناشایست بعضی از مخالفین مثل همین جوک هائی که پیامکی ردو بدل می شود در مورد ایشان که واقعا زشت است ، من که خیلی ناراحت شدم
رفتار ناشایست عده ای از موافقین دکتر هم اینکه دکتر برایشان مهم نیست فقط او را سنگر و سپری کردند برای اشاعه افکار گمراه خودشان

سلام بر حاج ابراهیم جان

قاعدتا فرد از نوشتن مطلب نیت به رساندن پیامی دارد و  به سببش خواننده نیز برداشتی خواهد داشت

از متن و عنوان مطلب بر میآید که قرار است قضاوتی در مورد شخصیت و یا حداقل فعالیتهای دکتر شریعتی بپردازد.

در این باره گفتید:

" استاد گفت : برای جلوگیری از گشترش این سروصداها و کنترل دکتر شریعتی اقدامات زیاد نموده ایم ولی نتیجه نگرفته ایم ." "دکتر شریعتی هم خیلی تند می رود و حرفهائی می زند و چیزهائی نوشته است و بهترین دستاویز را به دست مخالفین داده است . کنترل هم نمی شود ، یعنی گوش به سفارش و نصایح ما نمی دهد و کار خودش را می کند . عده ای هم دست بردار نیستند و تهمت ها به ما می زنند." و حالا بخوانیم خاطره ای به نقل شهید بهشتی در کتاب شریعتی در مسیر شدن: "دکتر شریعتی شروع کرد به گله کردن، من برای شکایت رفته بودم و او دست پیش گرفته بود. گفتم دریغم می آید از تو با این سازندگی و پر اثری!. گفت موضوع چیه؟ گفتم در بعضی سخنرانیها و نوشته هایت چیزهایی هست که قابل دفاع و توجیه نیست و مخالفان همین را دست میگیرند. هنوز میخواستم بیشتر گلایه کنم و انتظار داشتم دفاعی از نوشته هایش بکند اما با لحنی شاکی تر از من گفت آقای بهشتی! من که دوست دارم حرفهایم در همفکری شما پخته تر شود، بگیرید و بخوانید، اگر فکر کردین جایی باید تجدید نظر شود، تجدید نظر میکنم و بعد میگویم. تعجب کردم انتظار چنین جوابی را نداشتم خواستم مطمئن شوم دوباره پرسیدم جتی سخنرانیهای ایراد نشده؟! جواب داد بله، حتی آنها. و افسوس که رمضان همان سال جلو سخنرانیهای دکتر را گرفتند. "خوب این روایت دکتر بهشتی از نقد پذیری دکتر شریعتی، که میبینید در تضاد مطالب فوق هست!

نوشتین:

"اما این همه دم زدن از خلفا و وحدت اسلامی تا جائی که سروصدای شیعیان و افراد مخلص درآید خطرناک است ." خوب بود برای روشنگری بیشتر گفته ها و نوشته های اختلاف انگیز ایشون در باب وحدت اسلامی هم می اوردین! که من چنین چیزی را در این حد ندیده ام.

بنظر من شریعتی را باید منصفانه نقد کرد، شریعتی را نه میتوان کاملا رد کرد و نه میتوان کامل پذیرفت اما اشکالاتش بسیار کمتر است.

بنظر حقیر حتی باید برای پیوند بین بچه مذهبیها با دکتر شریعتی که آیت الله خامنه ای ایشون رو شهید خطاب کردند، باید بکوشیم

باید بکوشیم جوانانمان با علم و آگاهی از اشتباهات دکتر شریعتی به سمت استفاده از گفته های زیبا و مفید او بروند.

قربونت برم

یاعلی مدد

پاسخ:
باسلام خدمت دوست عزیزم
قصد بنده از آوردن این مطلب فقط اشاره به همان سه موضوع بالا بود :حسینیه ارشاد،شهیدمطهری،دکتر شریعتی و نه فقط گزینه آخر و البته فقط عین متن کتاب ذکر شده که قاعدتا شما باید بر سر مزار مرحوم علامه محقق بروید و ایراد خود را آنجا مطرح نمایید
البته بنده اگربخواهم به جای ایشان کلامی گفته باشم به نظرم ایشان فقط چیزهائی را که دیده و شنیده را نقل کرده و هیچ اظهارنظر و تحلیلی نداشته است، علاوه بر اینکه شناخت و ارتباط شهید مظلوم در مقابل شناخت خوب و ارتباط نزدیک استادشهید با دکتر شریعتی قابل مقایسه نیست
در قضیه بحث وحدت اسلامی هم بیشتر ناظر به سلسله سخنرانی های ایشان و گاها قلم زدن ایشان می باشد که علاوه بر این همانطور که از شهید بهشتی هم نقل کردید نظر خیلی ها بر اشکال داشتنش بوده
همچنین وقتی اشکالات این چنین شخص فهمیده و سخنوری مثل دکتر شریعتی بیشتر از ناحیه اهل علم و بزرگان مطرح میشود و خود ایشان هم از چنین کسانی میخواهد که اشکالات بیاناتش را گوشزد کنند و نمی گوید مخاطب خودش سره را از ناسره تشخیص می دهد این بدین معناست که من مخاطب جوان و یا دانشگاهی در حد این نیستم که اشکال را از صحیح تشخیص دهم و ناخودآگاه همه را تلقی به قبول می کنم و این یک مطلب بدیهی است.
باز هم می گویم این فقط یک نقل قول تاریخی است از سوی دوعالم بزرگوار یعنی استاد شهید ومرحوم علامه ، البته همانطورکه گفتم در ادامه خود ایشان هم با دکتر شریعتی بحث هائی داشته اند سر اشکالات که...
خوشحال شدم از اظهار نظرتون
یاعلی
ای ول
پاسخ:
برا چی ؟؟!!!!!!!!!!!
۱۵ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۷:۱۵ مامان محمدمهدی
سلام
بله الان سال 1349 آخر یادداشتو دیدم

سلام حاج

خوبی اخوی؟!

عجب!! پس شما از مطلبی که انتخاب کردین و در وبتون نوشتین دفاع نمیکنید و من باید برم از خود محروم دوانی بپرسم؟! عجب استدلال خوبی

یکی از برداشتهایی که از مطلب فوق میشه بی شک، نقد ناپذیری دکتر شریعتی هست که من در مقابلش نقلی از دکتر بهشتی آوردم و از شما خواستم که توضیح بدین و نگفتم که ایشون اشکال نداشتند که میفرمایید نظر دکتر بهشتی و خیلیها بر اشکال داشتن بوده!!

در مورد وحدت اسلامی هم گفتم بهتر بود مستقیما گفته ها و نوشته های ایشون رو میآوردین تا کاملا قضیه مشخص بشه.

درمقابل صحبت شما پیرامون عدم تشخیص مطالب نا صحیح در گفته ها و نوشته های دکتر شریعتی توسط جوانان و دانشجویان هم تنها نقلی از مقام معظم رهبری در کتاب شرح اسم میآورم که ایشون میفرمایند که باید کتب و جزوات دکتر شریعتی رو به جوانان و تحصیل کرده ها بشناسونیم و بدهیم تا بخوانند.

بنظر من برای تشخیص اشکالات دکتر شریعتی نیازی به مجتهد و فیلسوف بودن نیست، دارای اطلاعات و اعتقادات صحیح اسلامی کافیست.

من هم از همکلامی با شما خوشوم میا

پاسخ:
سلام حسن آقا
حال شما
در این جا فقط مطلبی از استاد شهید نقل شده که درباره قضایای حسینیه مرحوم دکتر شریعتی به بعضی از حرفهای شهید مطهری به خاطر نظر شخصی یا تاثیر دوروبری هایش توجهی نمی کند و در این مورد انتقادات را نمی پذیرد،اتفاقا در ادامه خاطرات هم شبیه به همین مطلب از جواب های دکتر شریعتی به آقای دوانی برداشت می شود و واضح است
البته من خودم هم سالها پیش جائی خواندم که خود دکتر در سال آخر عمرش ملتفت به خطاهایش در کتاب هایش بوده و معترف به این قضیه شده و خواسته که دو نفر مامور شوند و موارد اشتباه را حذف کنند (شاید آن دو نفر شهید مطهری و آقای شبستری باشند ، شک از بنده هست)
این مطلب آقا هم جالب توجه هست ، اگر تونسید و دم دست دارید عین فرمایششون و سال گفتنش رو برام بفرسید، با ذکر آدرس
ممنون اخوی
یاعلی

سلام

این مطلب رو که دیدم خیلی خوشحال شدم.

من نوشته های هردو نفر رو خوندم.به نظرم مشکل موافقان و مخالفان این شخص اینه که تمام متن کتاب رو بدون نگاه نقادانه میخونن.حتی با وجود اینکه کتب شهید مطهری از طرف امام و حضرت آقا تایید شده بازهم اساتید ما میگفتن با دید نقادانه بخونید.چه برسه به بقیه...

تجربه خودم از کتب دکتر شریعتی اینه که  واقعا قلم بسیار زیبایی داره و اگر با نگاه نقادانه خونده بشه بسیار پربار خواهد بود.اما اگر بخوایم کل کتاب رو بدون فکر کردن قبول کنیم باعث پریشانی فکر میشه.

یاعلی

پاسخ:
سلام
ممنون از نظرتون
فرمایشتون درسته
قبول و رد باید مستند باشد و نه از سر تعصب
یاعلی

سلام به برادر خوبم ابراهیم ابو الحسن

تمام تلاش من بر این است که شریعتی را آنگونه که هست، به دور از تعریفهای مغرقانه و تخریبهای مغرزانه، بل منصفانه به نسل جوان معرفی کنم. من نه به او دلبستگیی دارم و نه طرفدار متعصب اویم(که خود بهتر میدانی)، حقیر درباره شخصیت، تفکرات و آثار به گفته های و نظرات حاضر در جامعه امروز بسنده نکردم و اول با مطالعه زندگینامه ایشان و مجموع نظرات بزرگان در مورد ایشان و همینطور مطالعه بسیاری از آثار ایشون، به شناختی نسبی در حد خودم از ایشون پیدا کردم  و ایشون رو فردی مفید به حال انقلاب و اسلام و تلاشگر در زمینه شناساندن بهتر اسلام به جوانان یافتم و هنوز نیز در آثار ایشون این تاثیر برای جوانان هست ،و از این جهت برای شناخت صحیح از ایشون تلاش میکنم و البته مطابق با نظر شهید بهشتی مطالعه آثار ایشون رو به هر کسی پیشنهاد نمیکنم!.

در مورد جمله ای که از کتاب شرح اسم نقل کردم هم باید بگم که فعلا کتاب رو به کسی قرض دادم تا بخونه، ایشالا در اولین فرصت که کتاب به دستم رسید جمله رو با ذکر صفحه میارم خدمتتون.

مقام معظم رهبری در مصاحبه ای با روزنامه کیهان در تاریخ 30 خرداد 1360 در مورد شریعتی اینگونه میفرمایند:"به نظر من شریعتی به‌خلاف آنچه که همگان تصور می‌کنند، چهره‌ای همچنان مظلوم است و این به‌دلیل طرفداران و مخالفان اوست؛ یعنی از شگفتی‌های زمان و شاید از شگفتی‌های شریعتی این است که هم طرفداران و هم مخالفانش نوعی هم‌دستی با هم کرده‌اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و این ظلمی به اوست."

در آخر فایل پی دی افی هست که منتخبی از صحبتهای رهبری در مورد دکتر شریعتی رو برات ایمیل میکنم، وقت بذار و بخونش

کاری نداری؟!

یاعلی مدد

پاسخ:
سلام
کارت درسته و واقعا قبولت دارم و بهترین ویژگی شما مطالعه شماست که در آینده نتیجه های خوبی برای شما و دیگران خواهد داشت
ایمیل فرستادم
یاعلی
شاید بتوان گفت که آثاری همچون کتاب های شهید مطهری و یا سایر کسانی که مطالب خود را با استمداد از آموزه های دینی و آیات و روایات نوشته اند برای سالیان متمادی بعد از دوره نوشتنشان هم مفید باشد اما کتاب های امثال دکتر عزیز ، شریعتی چنین نیست و فقط در دوره خودش قابل استفاده بود و آموزنده بود
کتاب های ایشان شاید برای حال حاضر ما که سال هاست از دوره مرحوم دکتر میگذرد فقط از جنبه ادبیاتی قابل استفاده باشد
چه بسا استقبال رو به کاهش کتاب های ایشان نشان همین باشد
ولی به نظرم قلمشون از لحاظ ادبیاتی قوی هست
اینم نظر من و شاید خیلی های دیگه باشه
پاسخ:
سلام
این هم یک نگاه و نظر هست اما شما نظرات درج شده براین مطلب رو هم مطالعه ای بفرمائید
موفق باشید
سلام
لطفا بقیه مطلب رو هم بذارید که بنظرم نیاز هست وتوی اینترنت متن این کتاب نیست
پاسخ:
باسلام
ایشالا اگه فرصتی شد در آینده خواهم گذاشت
البته ادامه اش نسبتا زیاد هست و وقت گیر
یاعلی
سلام. جالب بود. 
به نظر می رسه مشکل بزرگی که شهید مطهری داشته با همین مذهبی هایی بوده که نمی خواستند حرف بقیه رو گوش بدن و با استدلال پاسخ بدن و خلاصه همه چی رو با تظاهرات و مشت آهنین جواب می دن!!
البته ایشان از شریعتی هم بخاطر مسائلی ناراحت بوده اند.
نکته دیگه ای که باید توجه کنیم اینه که برای چنین افراد بزرگی که تو کار تشکیلاتیشون چنین مشکلاتی پیش میاد ما که دیگه حساب خود رو داریم. یعنی نباید ناامید بشیم وقتی تو کارامون به مشکل می خوریم و اشتباهاتی داریم.
محتاج دعات.
پاسخ:
سلام
فرمایش درسته
دعا گو هستم
یاعلی

سلام  حاج اقا

دمتونگرم باحال بود.

البته اولش که وقت کردم بخونم!!!!!

راستی بچه ها هم میگن دمتون گرم

یاحسین

پاسخ:
سلام
ممنون از شما و خوندن و وقت کم شما
ایشالا که ابوالفضل افتخار هستید که افتخار دادید خدمتتون باشیم
بچه ها رو هم سلام برسونید
یاعلی

عرض سلام وادب

گوشه از مطالب رو خوندم.....

انشالا هدف هممون سازندگی وبالندگی به اسلام وپیروان واقعش باشه..

صمیمانه التماس دعا دارم

پاسخ:
سلام برادر گلم ، از دیار نفت و آسیدالکریم
ما این آسیدالکریم رو از شما به یادگار گرفتیم
با دعای شما همگی عاقبت بخیر باشیم
یاعلی
دعاگو و نائب الزیاره هستیم
۲۱ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۰:۳۳ کوچک شما جواد زارعیان
سلام و درود خداوند متعال بر حاج ابراهیم عزیز
با تشکر فراوان که به یاد من بودید .
وب بسیار پرمحتوا و خوبی دارید ، جزاکم الله خیرا .
ان شاءالله موفق باشید .
التماس دعا .
پاسخ:
سلام آقا جواد
ارادت دارم خدمتتون
شما هم موفق باشید ایشالا
یاعلی
سلام بامطلب شهدادلم گرفته به روزم
دعوت شدید
سلام کل متنتون رو خوندم، هدفتون رو از این پست نفهمیدم که به دنبال چه غرضی این متن رو نوشتید ولی به هر حال به نظر من هم شهید مطهری و هم مرحوم شریعتی را باید آن گونه که بودند شناخت بدون تعصب و اهداف مغرضانه.
پاسخ:
سلام
هدف گذاشتن گوشه ای از تاریخ به روایت شخصی دیگر در فضای مجازی است که متن این کتاب در این فضا نیست و شاید خیلی ها به آن نیاز داشته باشند
۲۲ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۳:۳۴ پرواز بی پروا

سلام آقا ابراهیم

اتفاقا همین چند وقت پیش حاج آقا خرسندی طی یک سخنرانی به همین نکات اشاره کردند

و اینکه شهید مطهری جاهایی رو رصد میکردند که از اون طریق دشمن قصد نفوذ داشته.

مثلا همین حسینیه ارشاد...

 

در ضمن آقا ابراهیم وبلاگم به روز شده. خوشحال میشم تشریف بیارید

پاسخ:
سلام
احوال شما
ممنون از نظرتون
یکی از جاسوس های ساواک که در عرف گزارش نویسی ساواک به «شنبه» معروف بوده این مطلب رو شنیده:

"آقای خامنه ای ضمن تمجید از دکتر شریعتی گفت: «سعی کنید نوشته و جزوه های او را بین جوانان انتشار دهید، زیرا برنامه های شریعتی، فکر دهنده می باشد»"

»اسناد ساواک ، از 9 هـ به 312 ، شمـ 9429 / هـ 1 ، مورخ 51/7/25

نقل از کتاب شرح اسم ، زندگی نامه آیت الله سید علی حسینی خامنه ای ، صـ 462

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">