سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ MEBAGHBAN . IR ــــــــــــــ صفائی ندارد ارسطو شدن ..... خوشا پرگشودن ، پرستو شدن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ MEBAGHBAN . IR ــــــــــــــ صفائی ندارد ارسطو شدن ..... خوشا پرگشودن ، پرستو شدن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

http://www.tarafdari.com/sites/default/files/contents/user274014/content-article/pic-41944-1452333294.jpg

سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان
خوش آمدید
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/MEBAGHBAN
کانال تلگرامی :
https://t.me/MEBAGHBAN
آخرین نظرات
بایگانی

آیت­ الله جاودان را تهرانی­ها بسیار خوب می­شناسند؛ شاگرد اخلاقی مرحوم آیت­ الله حق­ شناس که در مدرسه چهارراه بازار، جلسات گیرای معارف و اخلاق­شان، محفل جمع طلاب و جوانان جویای کمال است. آن­چه از نظر می­گذرانید سخنان مهم آیت­ الله جاودان درباره برخی جشن­ها و مراسمات نهم ربیع­ الاوّل است. این مطلب از آخرین شماره نشریه «خط» کاری از خانه طلاب جوان انتخاب شده است.

روز نهم ربیع، روز شادمانی است. شادمانی اهل­بیت است. آن را قدر بدانیم و به حرام آلوده نکنیم. گاهی کسانی که عنوان دوستی دارند، حرام­های خیلی روشن و مسلّم را انجام می­دهند. البته اگر واقعاً دوست بود که این کارها را نمی­کرد و به حرام آلوده نمی­شد، به بی­ادبی آلوده نمی­شد، به بی­حیایی آلوده نمی­شد.

یک آقای بزرگواری است که الان در استان خراسان، امام جمعه است. ایشان یک طلبه­ فاضل و خیلی باعرضه بوده و دو سه زبان خارجی هم آموخته بود و آرزو می­کرد که برای کارهای تبلیغی به کشورهای خارجی برود. یک­وقت فرمایشات رهبر را گوش می­کند که از ایشان سؤال کردند که اگر شما در این مقام رهبری نبودید، دلتان می­خواست که چه کاری انجام بدهید؟ ایشان فرموده بودند که دلم می­خواست بروم در یک روستا و کار آخوندی بکنم.

ایشان، اوّلین­ بار که این حرف را شنیده، از آن آرزو که امیدوار بود برای کارهای تبلیغی به کشورهای خارجی برود، دست برداشت و گفت خُب می­رویم به یک روستا. به سیستان و بلوچستان رفت. اوّل که به آن روستا وارد شده بود، کسی جواب سلامش را هم نمی­داد. اما باقی ماند و حوصله کرد. خوش اخلاقی و خدمت نشان داد. آرام آرام اهالی این روستا به او علاقه­مند شدند، اهالی آن روستا به او علاقه­مند شدند، این­جا می­توانست کار بکند، آن­جا می­توانست کار بکند، از این طرف می­بردنش، از آن طرف می­بردنش.

یک­دفعه که به روستایی رفته بود، مثلاَ پنجاه کیلومتر آن طرف­تر، هنگام برگشت، پشت ماشین که نشسته و کمی از آن منطقه دور شده بود، یک نفر اسلحه­ای را پشت گردنش می­گذارد و می­گوید آقا کنار بایست. ایشان فکر می­کند بچه­های بسیج هستند و دارند با او شوخی می­کنند. ولی دید خیلی جدّی است.

از ماشین پیاده­اش کردند و روی موتور نشاندند و رفتند تا پاکستان. حدود صد و پنجاه کیلومتر راه بود. ایشان می­گوید هر کجا آن­ها پیاده شدند که آب بخورند، به من فقط اجازه­ی یک مشت آب می­دادند. وقتی که فهمیده ­بود به دست چه کسانی گرفتار شده، به حضرت صدیقه کبری(س) عرض کرده­ بود: "یک کاری کنید آبرویم نرود، آبروداری کنیم. حالا هرطور هم شد، بشود".

خب در راه با نهایت شجاعت با آن­ها برخورد کرد. ایشان به دست عوامل ریگی گرفتار شده ­بود؛ آن­ها یک مجموعه بزرگی از شیعیان را از هر طرف ­دزدیده بودند. در آن­جا هم شکنجه و شلاق برقرار بود و با فاصله­هایی، سر می­بریدند. ایشان تعریف می­کرد که یک نوار سخن­رانی در اصفهان که خیلی هم سرو صدا داشت را ابتدا پخش می­کردند. سخنرانی علنی که نوارهایش را همه­جا برده­اند. لعن و سبّ کرده ­بود. هروقت می­خواستند سر یک نفر را ببُرند، این نوار را می­گذاشتند، خون­شان به جوش می­آمد و بعد، سر می­بریدند. خُب ثوابش برای آن آقایی که سخنرانی کرد و آن­هایی که پای منبر خندیدند و کف زدند! آن­هایی که تشویق کردند، آن­هایی که دعوت کردند، ثوابش به آن­ها هم می­رسد!

ایشان به حساب همان حرفی که با حضرت زهرا(س) عرض کرده ­بود، تمام این حوادث را به خوبی پشت سر گذاشته­بود. همه را در یک کنار می­نشاندند، سر یک نفر را می­بریدند که بقیه را هم آزار بدهند. آن­ها به ایشان گفته بودند ما نمی­دانیم تو چه طوری هستی! همه­ این­هایی که می­بینی این­جا هستند، همه­ شما که می­گویید شیعه هستید، همه­شان مشرک هستند. وقتی پای مرگ می­آید، می­افتند به دست و­ پای ما و التماس می­کنند و قسَم می­دهند. هرکار بتوانند، می­کنند تا کشته نشوند. ما هم برای این که نشان می­دهند که مشرک هستند، حقد و کینه­مان بیشتر می­شود. آن نوار لعن و نفرین را هم که می­گذارند.

در هر صورت، در این مدّت هم که آن­جا بود، چون باسواد بود، ناگزیر با آن­ها زیاد بحث می­کرد و آیه و حدیث برایشان می­خواند. به برکت آن توسّل به حضرت صدیق طاهره، یکی از مریدان آن­ها، کمی به ایشان تمایل پیدا کرده ­بود. یعنی احساس کرده ­بود حرف­های ایشان، حق است. هم­او، یک روزی ایشان را نجات می­دهد و الان هم در خراسان، در یکی از شهرستان­های کوچک، امام جمعه است. اگر همه آن جمع توسّل می­کردند، همه­شان نجات پیدا می­کردند.

همین یک حادثه کافی است، هرچند که صد نمونه از این دست، شنیده­ایم که مثلاً یک نفر به خودش بمب می­بندد و می­رود داخل یک مسجد تا صد نفر، دویست نفر شیعه را تکّه پاره ­کند. این کار، صدها عامل دارد. آمریکا هست، اسرائیل هست، عربستان سعودی هم هست، من هم با آن منبر و اظهاراتم، یک عامل هستم که کمک می­کنم. لااقل ما نکنیم. حالا در داخل این شهر، هزار جای دیگر می­کنند، من این را نکنم. من به قتل عام شیعه کمک نکنم. رهبر هم که فتوا دادند، حکم کردند به حرمت.

ما در سابق جلساتی داشتیم، با دوستان صحبت می­کردیم، می­گفتیم تو در بند رضای خدایی یا هر کاری دلت می­خواهد، می­کنی؟ اگر خواست دلت مهم است، پس هر کاری می­خواهی بکن! خدا که در کار نیست. اما اگر در بند رضای خدایی، من شک دارم. چون می­بینم یک مرجع تقلید، دو مرجع تقلید، بلکه بیشتر این حرکت را حرام دانسته­اند. شک می­کنم در بند رضای خدا باشی. وقتی یک نفر، دو نفر از مراجع، چنین حرفی زده­اند و از حرمت سخن گفته­اند، آدم شک در رضای خدا می­کند. شما دربند رضای خدا هستی یا نیستی؟ 


منبع : رجانیوز

نظرات (۶)

سلام 
گُل گفتی، متاسفانه به بهانه ی شادی کارهایی می کنند که ...
حتی جایی دیدم مُردن خلیفه دوم نه ربیع نبوده واین خرافه است البته صحت و سقمش نمی دونم ولی در سایتی دیدم نوشته بود خرافه نه ربیع که البته طبق نظر رهبری هم بود حالا هر طور هم باشه باز متاسفانه کارهای حرام به بهانه شادی زیاد انجام میشه که نتیجش کشته شدن شیعیان هست. ممنون از مطلب به روز و خوبی که انتخاب کردی.  
پاسخ:
سلام شیخ
من هم از شما ممنونم
یاعلی
۲۱ دی ۹۲ ، ۰۸:۰۹ سجاد ابراهیمی
سلام حاجی.
"این روزها" یکی از مسایلی که نقل مجالس سیاسی شده، توافقنامه ی ژنوه... در همین راستا مناظره ای بین دکتر کواکبیان و ناصر نوبری(سفیر سابق ایران در شوروی سابق) در مدرسه معصومیه ی قم برگزار شد(بنده خودم اونجا بودم). بخشی از صحبتهای آقای نوبری در این آدرس قرار داره. (بسیار جالب توجه و مستدل).
http://www.aparat.com/v/7KICF
http://www.aparat.com/v/Vs1JX
مطمئنا بعد از دیدن این دو کلیپ متوجه خواهید شد که نقدها کارشناسانه است(من برای هرکسی میذارم اعصابش از دست تیم مذاکره کننده خورد میشه) شما هم اگه صلاح دونستید باز نشر بدید... تشکر
۲۱ دی ۹۲ ، ۰۹:۲۲ مامان محمدمهدی
سلام
گاهی این رفتارها و کلامهایی که در این نوع مجالس زده میشه لازم نیست امثال یگی ها و ضدشیعی ها رو بدبین به شیعه و شیعیان کنه  بلکه متاسفانه گاهی خود شیعیان هم از این نوع رفتارها و مباحث دلزده میشن
۲۱ دی ۹۲ ، ۱۷:۲۹ پرواز بی پروا

سلام حاج آقا

بنظرم این فیلمی که اشاره کردید قبلا جایی دیدم.البته اگر اونی باشه که خیلی کمرنگ توی ذهنم هست.بسیار زشت و زننده بود.

نباید تاثیر (لعن) رو نادیده بگیریم منتها (سب) به هیچ عنوان در دین وارد نشده حتی به دشمنان (البته تا اون جایی که من میدونم)

سلام و درود توسل کلمه بس عجیب است انسان باید در شرایط قرار بگیرد تا با انسانیت آشنا شود و درس گفتار توسل را بیاموزد،توکل نیزچنین است۰حال با ندانسته هایمان دعا میکنیم که :پروردگارا ۰۰۰۰۰۰۰چنان کن هر آینه پیش دست و بازویت بمیرم۰
ممنون آقا ابراهیم
۲۴ دی ۹۲ ، ۰۵:۳۲ سجاد ابراهیمی
سلام حاجی
چیزکی نوشته ام به فراخور عقلم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">