سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ MEBAGHBAN . IR ــــــــــــــ صفائی ندارد ارسطو شدن ..... خوشا پرگشودن ، پرستو شدن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ MEBAGHBAN . IR ــــــــــــــ صفائی ندارد ارسطو شدن ..... خوشا پرگشودن ، پرستو شدن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

http://www.tarafdari.com/sites/default/files/contents/user274014/content-article/pic-41944-1452333294.jpg

سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان
خوش آمدید
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/MEBAGHBAN
کانال تلگرامی :
https://t.me/MEBAGHBAN
آخرین نظرات
بایگانی

سی ام دی ماه ، سالروز شهادت معلم شهید ، جعفر بلاغی است ؛ شهید مشهور منطقه ششده و قره بلاغ شهرستان فسا و ملقت به شهید بهشتی قره بلاغ ؛ گوشه از خاطرات ، وصایا و زندگی نامه آن شهید والامقام را با هم مرور می کنیم...

 

تاریخ تولد : 1339

 

تاریخ شهادت :30 /10/ 1365

 

محل شهادت : کربلای ۵ ، شلمچه

زندگینامه شهید جعفر بلاغی :

 

اکنون سخن از مردی است که در سراسر زندگی پر افتخار و با عزت ، لحظه ای از تلاش و کوشش و جوش و خروش برای مبارزه با طاغوتها و منافقین و دشمنان انقلاب و در راه تحقق بخشیدن به آرمانهای مقدس و اصیل اسلام عزیز نایستاد . در سال 1335 در قاسم آباد سفلی در خانواده ای مذهبی فرزندی به دنیا آمد که نامش را جعفر گذاشتند . فرزندی که در آینده نه چندان دور نامش بر سر زبانها می افتد و زبانزد خاص و عام می شود ، در شجاعت و مردانگی ، در ایثار و فداکاری ، در عدالت و مهربانی . این بزرگ مرد تاریخ دوران ابتدایی را در روستای قاسم آباد سفلی گذراند و برای ادامه تحصیل (دوران راهنمایی) به ششده می رود و با موفقیت این دوران را می گذراند و دوران دبیرستان را در فسا به اتمام می رساند . با اینکه وضعیت زندگی پدرش نسبتاً خوب بود ولی ایشان هیچ وقت مانند آدمهای مرفّه و مغرور زندگی نکرد ، آنقدر ساده می زیست که نظیر نداشت ، او مرد عمل بود کم صحبت می کرد و بیشتر در اندیشه غوطه ور بود.

از دروغ متنفر بود و هیچ وقت دروغ نمی گفت . در تابستان سال 54 در رشته علوم تجربی دانشسرای راهنمایی ثبت نام کرد و در آزمون ورودی قبول شد و به دانشسرا راه یافت . در همان زمان بود که مبارزات خود را علیه رژیم شروع کرد و گاه و بیگاه در جلسات مخفی ای که بعضی از دوستانی که از شهرهای مختلف به مرکز استان آمده بودند و با آنها آشنا شده بود شرکت می کرد .

در سال 56 فارغ التحصیل شد و تنها دوره ای که دبیران مشمول خدمت سربازی بودند دوران ایشان بود . از آذر تا بیستم بهمن در روستای میانده فسا به تدریس به صورت پیمانی مشغول بود . و بعد از آن برای خدمت سربازی به پادگان لشکرک تهران اعزام گشت و بعد از طی نمودن سه ماه آموزشی به تیپ 55 هوابرد شیراز جهت گذراندن دوره تخصصی اعزام گردید .

قبل از فرمان امام مبنی بر فرار سربازها ایشان فرار کردند و به روستا آمدند تا به مبارزات خود ادامه دهند . البته قبلاً یک بار توسط ساواک دستگیر شدند که خوشبختانه موفق به فرار شده بودند . در تاریخ 1 / 2 / 58 به استخدام رسمی آموزش و پرورش فسا در آمد و در روستای یاسریه مشغول تدریس شد و بعد از مدتی مسئول مدرسه راهنمایی پسرانه و دخترانه اکبر آباد گردید . با شروع جنگ به منطقه جنگی رفت سه بار به جبهه های نبرد حق علیه باطل شتافت . از قهرمانان گردان همیشه پیروز فجر بود و در عملیاتهای والفجر 8 و کربلای 5 شرکت نمود و به ندای پیامبر گونه امام عزیزمان لبیک گفت و در عملیات کربلای 5 شلمچه در تاریخ 30 / 10 / 1365 در آزادی شهرک دوایچی به فیض عظمای شهادت نائل آمده و به جمع پرندگان عاشق حق پیوست .

روحش شاد و راهش پررهرو باد .

 

 

خاطرات شهید :

از خودگذشتگی

 

در حادثه سیل سال 65 منطقه ششده و قره بلاغ که 28 نفر در آن جان باختند شهید جعفر فعالیت بسیاری نمودند شب هنگام بود که از فسا به قره بلاغ آمد وقتی که وضعیت مردم سیل زده و همجوار روستای کبک آباد را شنید به مادرش گفت تا صبح جهت آذوقه آنها نان بپزید و گروه هایی را بسیج کرد که در روستا آذوقه تهیه کند و خود با وادار کردن مسئولین از جمله بخشدار و نیروهای نظامی و فراهم کردن یک دستگاه لودر آذوقه را به مردم سیل زده رسانید که طبق ادعای خودشان 48 ساعت هیچ چیز نخورده بودند

وی از فرودگاه فسا 170 دستگاه چادر جهت مردم بی سر پناه تهیه و به آنها واگذار نمود شهید اعتقاد داشتند که مسلمانی به زبان نیست در عمل باید ثابت کنیم مسلمانیم مگر نه اینکه پیامبر (ص) فرموده :

 

هر کس صدای یاری خواستن مسلمانی را بشنود او را یاری نکند مسلمان نیست .

 

شهید جعفر که در دوران تحصیل دبیرستان در شیراز مشغول به تحصیل بودند و در فعالیتهای انقلابی و پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) سهیم بودند یک روز که همراه انقلابیون جهت استماع سخنرانی و پخش اعلامیه در یکی از مساجد شیراز گرد هم آمده بودند نیروهای ساواک متوجه می شوند و دور مسجد را محاصره می کنند شهید جعفر که در دوندگی کمتر کسی به پای او می رسید توانست از دست آنها فرار کند ولی به دلیل نا آشنا بودن کوچه های اطراف مسجد در یک کوچه بن بست دست گیر می شود و بوسیله یک ماشین او روانه زندان می کنند

در میانه راه یکی از مأمورین به آرامی به او می گوید هر وقت سرعت ماشین کم شد خودت را از ماشین پرت کن و فرار کن شهید جعفر از فرصت استفاده کرده و در یک موقعیت مناسب از ماشین بیرون پریده و پا به فرار می گذارد و در تاریکی شب خود را از دست مأمورین ساواک نجات می دهد .

 

 

 

 

شهادت یعنی...

 

عملیات والفجر 8 بود که ما جزءِ گردان مالک اشتر بودیم و قرار بود بچه های گردان فجر را که شهید جعفر هم جز آنها بود ، پشتیبانی کنیم . من و یکی از دوستان بدون اطلاع فرمانده به خط رفتیم و هنوز به گردان نرسیده بودیم شهید جعفر به استقبالمان آمد و پس از سلام کردن گفت : با اجازه ی فرمانده آمده اید ؟

گفتیم : خیر

 

گفت : « اگر شهید هم شوید فقط برای خودتان شهیدید ! چون اینجا شهادت یعنی اطاعت از فرماندهی نه خود سری ، بر گردید به گردان خودتان » و ما چنین کردیم .

 

این وصیت نامه شهید جعفر بلاغی است که در آخرین روزهای حیاتشان نوشته اند :

«فَالَّذینَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أُوذُوا فی سَبیلی وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا ..........» سوره آل عمران آیه 195

 

ترجمه : پس آنها که هجرت کردند و از دیار خویش خارج شده و رنج کشیده و جهاد نمودند و در راه خدا کشته شدند همانا (در پرده لطف خود بپوشانیم ) بدی های آنان را ......

 

صبح امید من طلوع نمود           به امید غفور و حی ودود

 

یار گم گشته ام بیاد آمد         طاقت و صبر را ز من بربود

 

انقلابی بخاطرم افکند            گوشم از هر که نام او بشنود

 

بود امیدم که طلعتش بینم           بسر آید زمان و عهد رکود

 

ذکر جاء الحقش ز جان شنوم        بشنوم با بیان او بسرورد

 

عاریت جان به مقدمش بازم             تا بیابم ز نو روان خلود

 

خدایا تو را شکر می گویم که مرا هدایت فرموده و در دلم افکندی تا گناهان شکننده کمرم را با جهاد محو کنم و شهادت درراهت را نصیبم کردی .

برادران و خواهران عزیز اینکه میگویم گناهانم بسیار سنگین است نه به عنوان شکسته نفسی است بلکه حقیقتی است که بیان می کنم وخدا هم میداند که راست است و اگر در خودتان هم احساس گناه می کنید برادران با جهاد و انجام وظایف شرعی و خواهران با حجابتان و انجام فرایض الهی جبران کنید و از محرمات (دروغ و غیبت و تهمت )دوری کنید . پدر و مادر و خواهر ان و برادران عزیزم برای بنده ناراحت نباشید و برای حسین بن علی (ع) گریه کنید که چگونه مظلومانه شهیدش کردند و عزیزانش را به اسارت بردند و برای شادی روحم واجبات الهی را انجام دهید و تمام ا قو ام و خویشان را به این مطلب دعوت کنید.

هر کس که از بند ه دم زد از او قبول نکنید ، مگر احکام الهی را انجام و از ولایت فقیه ( امام خمینی ) تبعیت کند .

چند تذکر مهم :

سلام بر شما عزیزانی که هرگز فراموشتان نخواهم کرد :

1- برای بنده هیچ ناراحت نباشید حتی اگر توانستید خوشحالی کنید زیراکسی که در راه خدا داده اید باید افتخار کنید و خوشحال باشید.

 

2- عمر خیلی زود میگذرد نگذارید بیهوده بگذرد برای رضای خدا کار کنید و از عمرتان استفاده کنید .

 

3- نماز یادتان نرود که امام موسی کاظم (ع) می فرماید هر کس عمدا نماز را ترک کند کافر است

محل دفنم کنار برادرعزیزم شهید محمد حسین بلاغی و اگر جسدم تحویل داده نشد قبری در آنجا بنامم بسازید .

به وصیت نامه برادر عزیزم طلبه شهید محمد حسین بلاغی عمل شود.

27 / 10 / 65

 

 

سفارشات و وصیتهای شهید بزرگوار قبل از عملیات والفجر 8 در آستانه 22 بهمن 1364 :

بسم الله الرحمن الرحیم

 

شهادت ارثی است که از انبیاء به ما رسیده است .

بالاخره هر چه سهل انگاری کردم نتوانستم برای همیشه بدون حرکت و ساکت و صامت بنشینم لحظه ها می گذرد و ثانیه ها و دقیقه ها و ساعتها و روزها که باز همه لحظه ای بیش نیست در حال گذرند وقتی گوشه ای اختیار می کنم و به زندگیم و دنیا و روزگارم بر می گردم که عمر سپری شده است و به سی سال که به بطالت و بی حاصلی گذشته و فیلم زندگیم از حلقه دید بصیرتم می گذرانم و بار دیگر بررسی می کنم می بینم همه اش لحظه ای بیش نبوده و مثل اینکه دقیقه ای پیش متولد و لحظه ای بعد در حال خداحافظی ازدنیای فانی هستم خلاصه آنچه که باعث شد خودکار به دستم گرفته شود مرگ بود و اجل در حال رسیدن که لحظه لحظه و قدم به قدم در عمر به من نزدیکتر می شود آنکه قلم به دستم داد عقلم بود که یکباره تکانم داد که چرا نشسته ای ؟ چرا در خواب غفلتی ؟ مگر نه اجل با عملیات در پیش ، لحظه به لحظه نزدیک می شود به خود آمدم و لحظه ای اندیشیدم و قلم را به دست گرفتم تا آنچه که در درونم می گذرد که مدتی نه چندان دور برای همیشه دفن خواهد گردید به روی صفحه ثبت کنم تا به دیگرانی چون من منتقل گشته و در قلبها جاودانه بماند آنچنان که آنچه که به من رسیده از خود نیست که انتقالی از دیگران است .

خدمت امت اسلامی و پیروان روح الله روستای قاسم آباد سفلی :

با درود بر پیامبران عزیز و معصومین (ع) بهتراز جان و فقهای گرامی که همگی منجیان برای بشریت در زمانیکه در قهر جهالت غوطه می خوردند هستند و مبارزانی حق خواه و حق طلب و سلام بر شهدای همیشه زنده تاریخ و شمع های همیشه فروزان در قهر جهالتها و هادیان ایثارگری که سوختند تا نور هدایتشان راه گشای بیچارگان و خسته دلان و واماندگانی همچون حقیر باشد ،

آنها مرگ با عزت را انتخاب کردند تا زندگی با ذلت رانپذیرند آنها به عهدی که با حسین (ع) بسته بودند وفا کردند و شما« انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم » را همیشه عمل نمودند

سلام بر رزمندگان اسلام که در حال تحقق بخشیدن به این شعار هستند و سلام بر شما امت اسلامی عزیز و روستای قاسم آباد سفلی و پیروان ولایت فقیه که در راس آنها امام خمینی عزیز قرار دارد امتی که برای رضای خدا ازجان و مال دریغ ندارد .

 

امتی که با تقدیم شهدای بزرگوار و فرستادن مجاهدان عزیزشان به جبهه های حق علیه باطل زنده بودنشان و همگام و همراه بودنشان با اسلام و مسلمین و مؤمنین و مجاهدین را به اثبات رساندند و در پشت جبهه با شرکت در جلسات مذهبی و راهپیمایی ها و مراسم مذهبی و با کشت و برداشت و فعالیت های بر حقشان در لشکر حسین (ع) بودنشان را ادامه می دهند .

بیست و دو بهمن از یوم الله است بیست و دو بهمن عاشورا و غدیر دیگر است بیعتی با ولایت و عهدی استوار و محکم با روحانیت است امام حسین (ع) فرزند صغیرش را با دست مبارکش مظلومانه به اسلام ارائه داد . روزی که یاران آن عزیز با نثار خونشان اسلام را زنده و وحدت اسلامی را در بین امت اسلامی مستحکم نمود و بیست و دو بهمن را امت اسلامی همان یاران حسین (ع) به رهبری فرزند حسین (ع) روح الله به وجود آوردند که شما هم به سهم خودتان در آن دخیل هستید و مطمئن هستم که شما عزیزان هم به این افتخار می کنید زیرا که در طول تاریخ اسلام اولین بار است که حکومت اسلامی در ایران تشکیل شده و شما هم در این کار به سهم خودتان شریک هستید پس چرا افتخار نکنید البته در حفظ آن هم ثابت کرده و می کنید که جان را نثار می کنید ،

قرآن کریم در آیه 19 سوره توبه می فرماید : « الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُون : آنان که ایمان آوردند و از وطن هجرت نمودند و در راه خدا با مال و جان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلند است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالم اند »

آیا آن ها که جان فدای اسلام کردند از شما و آن ها که در جبهه های حق علیه باطل برای تحقق یافتن حکومت اسلامی جان فشانی می کنند از شما نیستند و یا آنها که در حال گذراندن خدمت سربازی در حکومت اسلامی هستند از شما نیستند پس به حمد الله همه اهالی از کوچک تا بزرگ و پیر و جوان و زن و مرد روستای قاسم آباد سفلی در دفاع از جمهوری اسلامی شریک اند و بنده به عنوان خدمتگزار شما عزیزان افتخار می کنم پس قدر خودتان را بدانید و نماز را در مسجد بخوانید و هرگز از مسجد جدا نگردید که مسجد سنگر است سنگر عبادتگاه است آن را تنها نگذارید و همیشه پر کنید . امام علی (ع) مگر معصوم نبود او را در حال نماز در مسجد کشتند مگر امام حسین (ع) نمی خواست حکومت اسلامی به وجود آورد و غیر از این چه گناهی کرده بود پس راهش را ادامه دهید پس دنیا برای پیامبران و امامان و معصومین (ع) زندان است مگر نه امروز هم که حکومت در دست روحانیون عزیز و ولایت فقیه به رهبری امام خمینی خستگی ناپذیر است ، بازهم در زندان هستند و آنها آرزو دارند تنهایی به خیابان بیایند و آنچه نیاز دارند بگیرند اما منافقان نمی گذارند آنها آزاد باشند پس شما مومنین عزیز و اهالی روستای قاسم آباد سفلی هم که دنباله رو آن پیامبران و معصومین و روحانیون هستید باید رنج بکشید و تحمل سختی بکنید و قید دنیا را تا اندازه ای بزنید و راه آنها را بروید و الا از آنها نیستید و در جهاد هم هانطور که تا بحال به نحو احسن شرکت کرده اید شرکت کنید و ادامه دهید گر چه مشکلات زیاد و ناراحتی عظیم دارد اما از امام حسین (ع) ،از علی (ع) و زینب کبری(س) و حضرت زهرا(س) درس بگیرید

خواهران عزیز بکوشید مانند حضرت زینب (س) باشید و ببینید چه ظلمهایی که بر حضرت زینب (س) شد ، چه ناراحتهایی که کشید ،هر چه شما برای رضای خدا بیشتر ناراحتی بکشید به او نزدیکتر و هر چه ناراحتی برای رضای خدا کمتر بکشید به همان اندازه از امام حسین (ع) دور هستید .

به همه ی فرزندانتان اسم های امامانمان دهید ، اگر زنده بودم هر چه پسر خدا به من می داد دوست داشتم اسمشان حسین باشد .

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعضی از این مطالب از وبلاگ شهدای قاسم آباد استفاده شده و وصیت نامه هم از نسخه موجود در نزد خانواده شهید آورده شده است.

نظرات (۸)

۰۱ بهمن ۹۰ ، ۲۲:۵۱ حسین بلاغی
باسلام خدا خیرتون بده .ایشالا بتونیم راهشون رو ادامه بدیم با اطاعت از ولایت
۰۳ بهمن ۹۰ ، ۰۱:۴۳ محمدحسن بلاغی
اول هدف شهدا مبارزه باظلم برای تحقق عدالت راستین علوی است امید که در گرد وغبار روزگار ناجوانمردی آن را گم نکنیم و توفیق ادامه راهشان را بیابیم
۰۳ بهمن ۹۰ ، ۱۱:۴۰ کافر به طاغوت
سلام
ممنونم از حُسن نظرتون / ایشالا همواره سربلند باشید
ایشالا همونجوری که این شهید عزیز با تبعیت از رهبری زمان به اعلی درجات رسیدند ما نیز با پیروی از ولایت مراتب بالایی رو درک کنیم.
وظیفه ما در حال حاضر به تعبیر رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ جهاد اکبر هست که جز با زنده نگهداشتن آرمانهای شهیدان اسلام و انقلاب و تمسک به آل الله ـ علیهم صلوات الله ـ میسر نیست.
یا رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ
سلام حاجی ابراهیم

با مطلب "چادر قاتل شد" به روز شدم
یه سری بزن و نظر بده. یاحق
سلام
با مطلب "بسیجی را سر بر بدن ننگ است" سایتم رو به روز کردم
وقت کردی یه سر بزن.
یاعلی
سلام فقط خداخیرت بده

۲۰ شهریور ۹۱ ، ۱۵:۰۳ مامان محمدمهدی
خیلی جالبه که هروقت مطالبی از شهدا یا وصایاشون رو میخونم به تذکرات و امر ایشان مبنی بر اطاعت از ولایت فقیه خاصه امام رحمه الله علیه میبینم!
چون اینها عاشق حسین فاطمه سلام الله علیهما بودند،بواسطه این عشق به چنین درجه ای نائل شدند آیا؟

۳۰ دی ۹۱ ، ۰۷:۵۸ حسین بلاغی
راستی در مورد جمله اخری که در این صفحه نوشته اید خوب است عرض کنم ایشان می خواسته اسم علی مان را «حسین علی» بگذارد که دیگران مخالفت کرده اند...
محتاج دعا...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">