سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ MEBAGHBAN . IR ــــــــــــــ صفائی ندارد ارسطو شدن ..... خوشا پرگشودن ، پرستو شدن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ MEBAGHBAN . IR ــــــــــــــ صفائی ندارد ارسطو شدن ..... خوشا پرگشودن ، پرستو شدن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

http://www.tarafdari.com/sites/default/files/contents/user274014/content-article/pic-41944-1452333294.jpg

سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان
خوش آمدید
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/MEBAGHBAN
کانال تلگرامی :
https://t.me/MEBAGHBAN
آخرین نظرات
بایگانی

او را شاید نشناسیم اما برایمان برادری آشناست...

در این وانفسای دنیا پرستی و پرشکستگی ، برایمان ثابت کرد که می شود پرواز کرد...

برای من از دنیا و فرزند دست کشیدن خیلی سخت است اما او گوشزد کرد که راحت می شود به کمال انقطاع رسید...

از وصیتش می شود شناختش ، که خیلی از ما فاصله گرفته بود ، نه یک شبه ،‌ که از مدت ها قبل...

 
افسران - شهید محمد حسن رسول خلیلی
از خدا می‌خواهم این قربانی را در راه خود بپذیرد / اگر دلتان گرفت روضه ارباب را بخوانید

روزهای پس از عاشورا همواره یادآور نقش بی همتا حضرت زینب (س) در طول تاریخ است، او که در تمام  سالیان عمرش نبوت همراه با رافت، امامت توام با عدالت، مظلومیت آمیخته با کرامت و در آخر شهادت همراه با عزت را به چشم دید تا روزگار او را بسازد برای روزهای سخت تنهایی؛ که از ورای کوه‌های درد، عزتمندانه و پیروز «ما رایت الا جمیلا» را در گوش تاریخ فریاد بزند.

بانو مدفون دمشق است و برکت آن شهر و دیاری که امروز فتنه‌ها میانش برافروخته‌اند تا مردمانش اسلامی را که یک‌هزار و ۳۷۴ سال پیش آل‌رسول مصیبت‌ها را برایش متحمل شدند، به صندوقچه خاک‌گرفته تاریخ بسپارند.
 
 
 
اما مثل همیشه کسانی هستند که در مسیر پیشوایشان اباعبدالله‌الحسین (ع) گام بردارند و از دین خدا دفاع کنند؛ مانند آن‌هایی که مدافعان حرم نام گرفته‌اند و ندای «هل من ناصر ینصرنی» را لبیک گفته‌اند.
 
شهید رسول خلیلی یکی از همین انصار بود که به صورت داوطلبانه مدافع حرم بانوی دمشق شد و جنگید تا انجا که در چهاردهم محرم به دست گروهک تکفیری در سوریه با ضرب گلوله به شهادت رسید.
 
اواسط شهریور ماه بود که تصمیم به رفتن گرفت، وصیتنامه اش را هم نوشت و به رسم امانت به پدر سپرد تا اگر دیگر برنگشت دستخطی برای ان ها به یادگار گذاشته باشد. از زیر قران رد شد و رفت و از همه چیز دل کند و مادر و پدر و برادر برایش آروزهای خوب کردند.
 
 
شب سیزدهم محرم با خانواده اش تماس می گیرد و از برگشتش خبر می دهد. مادر خانه را اب و جارو می کند و به همه خبر می دهد که فردا رسولم بر می گردد ولی درست یک روز مانده به برگشت در نزدیکی حرم حضرت رقیه (س) به درجه رفیع شهادت نائل می شود.
 
حالا هفت روز از شهادت رسول خلیلی این جوان 25 ساله گذشته و پدر و مادرش بنا به وصیت او لباس مشکی به تن نکرده اند و "الحمدالله" ورد زبانشان شده است. خوشا به سعادتشان که در این روزهای ایام عزاداری اباعبدالله پسرشان شهیدِ دفاع از حرم عقیله بنی هاشم شد.
 
آنچه در ادامه می آید متن وصیت نامه شهید رسول خلیلی است که توسط خانواده او در اختیار رجانیوز گذاشته شده است.
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
سوره آل عمران آیه 195 
"فَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ وَأُوذُوا فِی سَبِیلِی وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ"
 
آنان که از وطن خود هجرت کردند و از دیار خود بیرون رانده شدند و در راه خدا رنج کشیدند جهاد کردند و کشته شدند، همانجا بدی های آنان را می پوشانیم و آنان را به بهشت هایی که زیر درختان آن نهرهای اب جاری و روان است، داخل می کنیم و این پاداشی است از جانب خدا.
 
با نام و یاد خداوند رحمان و رحیم و مهربان که در حق بنده حقیر از هیچ چیزی کم نگذاشته است و سلام و دورد به محضر صاحب العصر و الزمان (عج) و روح پاک امام راحل (ره) و رهبر عالم تشیع و اسلام قائدنا آیت الله سید علی خامنه ای (مدظله العالی) و روح پاک تمامی شهدای اسلام به خصوص سیدالشهداء ابا عبدالله الحسین (ع) که جان ها همه فدای آن بزرگوار.
 
به موجب آیه شریفه "کل نفس ذائقه الموت" تمامی موجودات از چشیدن شربت مرگ ناگزیر بوده و حیات ابدی منحصر به ذات اقدس باری تعالی می باشد.
 
این دنیا با تمامی زیبایی ها و انسان های خوب و نیکوی آن محل گذر است نه وقوف و ماندن! و تمامی ما باید برویم و راه این است. دیر یا زود فرقی نمی کند؛ اما چه بهتر که زیبا برویم.
 
پدر و مادر عزیزم که سلام و درود خداوند بر شما باد
 
از شما کمال قدردانی را دارم که مرا با محبت اهل بیت (ع) و راه ایشان و در کمال صبر و عاشقانه بزرگ کردید و همیشه کمک حال من بوده اید. از شما عذرخواهی می کنم و سرافکنده ام که فرزندی خوب برای شما نبودم و در حق شما آنچنان که باید خوبی نکرده ام. از شما می خواهم که مرا حلال کنید.
 
در حق این فرزند حقیرتان دعا کرده و از خداوند بخواهید که او را ببخشد و این قربانی را در راه خود بپذیرد. می دانم که شما ناراحت نیستید؛ زیرا هیچ راهی بهتر از این نیست و این را شما به من آموخته اید و این همیشه آروزی دیرینه من بوده که خدا عاقبت مرا با شهادت در راهش ختم به خیر گرداند.
 
خوش ندارم که این شادمانی را با لباس های سیاه و غمگین ببینم، غم اگر هست برای بی بی جان حضرت زینب (س) باید باشد، اشک و اه و ناله اگر هست برای اربابمان ابا عبدالله الحسین (ع) باید باشد و اگر دلتان گرفته روضه ایشان را بخوانید که منم دلم برای روضه ارباب و خانم جان تنگ است.
 
اما چه خوشحالی بالاتر از اینکه فدایی راه این بزرگواران شویم. پس غمگین نباشد.
 
برادر عزیزم
 
مرا حلال کن و ببخش ، می دانم که در حق تو هم کوتاهی کردم، برایم دعا کن و مرا نیز حلال کن، خدا را سرلوحه کارهای خود قرار بده. از خداوند می خواهم همیشه کمک حال تو برادر عزیزم باشد. دعا برایم یادت نرود.
 
از فامیل، همبستگان نیز می خواهم که مرا حلال کنند و ببخشند و برایم دعا کنند.
 
رفقا، دوستان و همکاران و همنشینان عزیرم 
 
که شاید بیشترین اوقات زندگیم را در کنار شما بوده ام، خداوند را شاکرم که در رفاقت هم به من لطف عطا کرده که دوستان و هم نشینانی به خوبی شما دارم تا تکمیل کننده و یاری دهنده من باشید.
 
شما همگی می دانید من راه خود را انتخاب کردم و این راه را دوست داشته و دارم و خیلی از شماها هم کمک کننده من بودید از تمامی شما عذر می خواهم که رفاقت را در حق شما تمام نکرده و ملتمسانه خواهانم که مرا عفو کنید و حلالم کنید.
 
مرا ببخشید، برایم بسیار دعا کنید و در روضه های ارباب و مجالس عزاداری اهل بیت (ع) مرا فراموش نکنید.
 
من خود را در حد و اندازه ای نمی بینم که برای کسی نصیحت و پندی داشته باشم و اگر ما دنبال پند و نصیحت باشیم چه بسیار است. فقط می خواهد چشم بینا و گوش شنوا.
 
خنک آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به امید سر کویش پر و بالی بزنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آن که آورد مرا باز برد تا وطنم 
مرغ بال ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
 
پناه می برم به خداوند مهربان و از او می خواهم که بر من سخت نگیرد.
 
شب اول قبر دعا برایم را فراموش نکنید رفقا
 
و من الله التوفیق
العبد الحقیر محمد حسن خلیلی (رسول)
تشییع پیکر شهید رسول خلیلی در شهرک شهید محلاتیتشییع پیکر شهید رسول خلیلی در شهرک شهید محلاتیsmall1

نظرات (۹)

۰۶ آذر ۹۲ ، ۱۹:۳۵ یکی مراقبه
سلام
خدا رحمت کند و راهش ادامه دار انشاألله...
۰۸ آذر ۹۲ ، ۰۸:۴۲ مامان محمدمهدی
سلام بر شما
خدا رحمتشون کنه و با شهدای کربلا محشور انشاءالله

شادی روحش صلوات

به روزم

۱۰ آذر ۹۲ ، ۱۸:۴۱ کوله بارسفر

سلام

واقعا به حالش حسرت خوردم.خوشا به سعادتش.

دعا کنیم خدا به هممون معرفت بده

یاعلی

۱۲ آذر ۹۲ ، ۱۹:۱۱ یکی مراقبه
سلام
با تعبیر جالب درباره غیبت و ظهور به روزم...
التماس دعا...
۱۴ آذر ۹۲ ، ۱۱:۲۴ حسین بلاغوووووووووووو
سلام گلووو
خیلی جالب بود. 
تکانی می خوریم. اما چه زود به غفلتمان باز می گردیم.
شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد. 

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت. 

باید این طور نوشت: چه شقایق باشد، چه گل پیچک و یاس،‌ جای یک گل خالیست، 

تا نیاید مهدی، زندگی دشوار است.....
۱۴ دی ۹۲ ، ۲۰:۰۹ محمد براتی
رسول جان یاد شبهای ای که در شرهانی‌باهم سپری کردیم بخیر . تو بال گوشودی و پرت را باز کردند و به آسمان رسیدی و اکنون عند ربهم یرزقون هستی ...دستما را نیز به رسم همنشینی ها بگیر و برایمان دعا کن وسلام ما را به اربابانمان برسان.یازهرا.س.
۱۴ دی ۹۲ ، ۲۰:۱۲ محمد براتی
رسول جان یاد شبهای ای که در شرهانی‌باهم سپری کردیم بخیر . تو بال گوشودی و پرت را باز کردند و به آسمان رسیدی و اکنون عند ربهم یرزقون هستی ...دستما را نیز به رسم همنشینی ها بگیر و برایمان دعا کن وسلام ما را به اربابانمان برسان.یازهرا.س.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">