سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ MEBAGHBAN . IR ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ MEBAGHBAN . IR ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان
خوش آمدید
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/MEBAGHBAN
آخرین نظرات
پربیننده ترین مطالب

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۱ ثبت شده است

پنجشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۱، ۰۶:۳۶ ق.ظ

سرباز عاشق ؛ داستانی از یار عاشق پیامبر

ارتش اسلام با اینکه در غزوه ذات الرقاع بدون نبرد به سوی مدینه بازگشت ولی عنائم مختصری نصیب آنها گردید و در نیمه راه در درّه وسیعی شب را به استراحت پرداخت . پیامبر دو نفر سرباز دلیر را مأمور کرد که حفاظت دهانه دره را بر عهده بگیرند . این دو سرباز به نام های « عباد » و « عمار » ساعات شب را بین خود تقسیم کردند و قرار شد حفاظت نیمه اول شب بر عهده عباد باشد.

مردی از قبیله غطفان در صدد تعقیب مسلمانان بود که آسیبی برساند و به محل خود فورا بازگردد . این مرد از تاریکی شب استفاده کرد و از نقطه مخفی ، نگهبان دره را که در حال نماز بود هدف تیر قرار داد ، نگهبان به قدری غرق در مناجات با خدا بود که سوزش تیر را کمتر احساس کرد و تیر را از پای خود درآورد و به نماز خود ادامه داد. ولی حمله دشمن تا سه بار تکرار شد . بار آخر تیر به شدت بر پای او خورد که دیگر نتوانست مناجات خود را به گونه دلخواهش ادامه دهد از اینرو فورا با سجود و رکوع کوتاهی نماز خود را به پایان رسانید و عمار را بیدار کرد .

منظره رقّت بار عباد ، عمار را سخت منقلب کرد و با لحن اعتراض گفت : چرا در آغاز کار مرا بیدار نکردی؟

نگهبان زخمی در پاسخ وی گفت : من در حال مناجات با پروردگار خود بودم و سوره ای از قرآن را می خواندم که ناگهان تیر اول اصابت کرد ، لذت مناجات و شیرینی توجه به مبدأ مانع از آن شد که نماز خود را قطع کنم . اگر نبود که پیامبر حفاظت این نقطه را برعهده من گذارده بود هر گز نماز و سوره ای را که می خواندم قطع نمی کردم و جان خود را در طریق مناجات با خدا از دست می دادم پیش از آنکه آهنگ بریدن نماز کنم...

۱:سیره این هشام ج۲ /۲۰۸-۲۰۹

۲:فروغ ابدیت-جعفرسبحانی ج۲ /۱۰۶-۱۰۷

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۱ ، ۰۶:۳۶
محمد ابراهیم باغبان

میرزای قمی نویسنده کتاب «قوانین الاصول» می‌گوید:سیدبحرالعلوم درآغوش و سینه امام زمان

 

من با علامه بحر‌العلوم با هم در درس استاد وحید بهبهانی شرکت می‌کردیم و در مباحثاتی که من با ایشان داشتم اغلب من تقریر کرده و درس را توضیح می‌دادم تا اینکه من به ایران آمدم و سید بحر‌العلوم در نجف ماند.

بعدها وقتی شهرت علمی سید‌بحرالعلوم به من رسید تعجب می‌کردم که این نباید تا این حد از حیث علمی قوی شده باشد تا اینکه من برای زیارت عتبات عالیات وارد نجف اشرف شده و سید را ملاقات کردم، با اینکه میرزای قمی، خود از بزرگان به شمار می‌رفت، می‌گوید: من دیدم سید ‌بحر‌العلوم همانند دریای مواج و عمیقی از دانش‌هاست سپس از او پرسیدم: ما در یک درجه‌ای از علم بودیم لذا شما در این حد نبودی و چطور شد که به این معارف دست یافتی؟ سید رو به من کرد و گفت: میرزا این از اسرار است اما من آن را به تو می‌گویم به شرطی که تا زنده هستم به کسی نگویی!

علامه بحر‌العلوم ادامه داد: چگونه این طور نباشم در حالی که آقایم حجت‌بن ‌الحسن(ع) شبی مرا در مسجد کوفه به سینه مبارک خود چسباند!

 

پاپستیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

سید مهدی بحرالعلوم از علمای نادر شیعه به حساب می آید و خواندن اندکی از او لازم است

در صورت تمایل برای دانستن بیشتر از این عالم بزرگوار دیدن این مصاحبه هم بد نیست

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۱ ، ۲۰:۰۸
محمد ابراهیم باغبان