سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ MEBAGHBAN . IR ــــــــــــــ صفائی ندارد ارسطو شدن ..... خوشا پرگشودن ، پرستو شدن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ MEBAGHBAN . IR ــــــــــــــ صفائی ندارد ارسطو شدن ..... خوشا پرگشودن ، پرستو شدن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

http://www.tarafdari.com/sites/default/files/contents/user274014/content-article/pic-41944-1452333294.jpg

سایت شخصی محمّد ابراهیم باغبان
خوش آمدید
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/MEBAGHBAN
کانال تلگرامی :
https://t.me/MEBAGHBAN
آخرین نظرات
بایگانی

۳ مطلب در بهمن ۱۳۸۹ ثبت شده است

امروز صبح که از ساعت 9 تمامی دروس حوزه من جمله دروس خارج مراجع تقلید به خاطر پاسخ گوئی به گستاخی سربه داران فتنه تعطیل شد و از ساعت 10 تا 12 تجمع عظیم پیر و جوان و طلاب مختلف حوزه را در پی داشت حواشی جالبی به همراه داشت که در رسانه های عمومی نمایش داده نمی شود که هم زیباست و هم پر از خشم

محاربین هر چند باز برای مردم و حکومت ایجاد زحمت کردند اما رحمات این گستاخی ِغیر قابل حدّ هم ،کم نیست مثل ایجاد هیجان و نشاط علی الخصوص برای نسل جوان و امضای حکم اعدام(ان شاءالله) توسط سربه داران فتنه برای خودشان

ای مگس عرصۀ سیمرغ نه جولانگه توست

عرض خود می بری و زحمت ما می داری

این تجمع هر چند هدف و بهانۀ اصلی اش موسوی و کروبی بود اما قریب به اتفاق طلاب بیشتر تمایل داشتند که تنشان را به تن اکبر آقا بمالند و قلقلکی هم به ایشان بدهند که البته به نیشگون گاوی بیشتر شبیه بود

نکتۀ جالبی که سخنران جلسه آیة الله خاتمی بدان تأکید کردند این بود که«بنده به عنوان یک طلبه که بیش از پانزده سال است مشغول به تدریس درس خارج فقه و اصول هستم اعلام می کنم که آقایان موسوی و کروبی در حکم محارب هستند»

و همینطور که می دانید حدّ محارب قتل می باشد إن شاءالله.

شعارهای غیر رسمی حاضرین هم به نوبۀ خود جالب بود که قسمتی از آن را در حین سخنرانی و قسمت اکثر آن را بعد از پایان رسمی جلسه سر دادند و همانطور که اشاره شد بیشتر به آقای هاشمی عرض ارادت می کردند.

این شعارها عبارتند از:

ه ا ش م ی ،ه ا ش م ی ،بصیرت ،بصیرت

 

ه ا ش م ی حیا کن مصلحتو رها کن

 

ریاست خبرگان جای منافقین نیست

 

مرگ بر شاه ،مرگ بر شاه ،ا ک ب ر شاه

 

برادر رفته گر موسوی رو شب ببر

 

برادر رفته گر ه ا ش م ی رو شب ببر

 

همچنین سخنران به نمایندگی از طلاب خواستار لغو رسمیت مجمع روحانیون مبارز(عقبۀ فکری فتنه) ومجمع محققین و مدرسین حوزۀ علمیۀ قم شد-البته مجمع محققین فقط وجود اینترنتی دارد و در خارج معلوم نیست پشتوانه اش کیست.

قابل ذکر است که تقریبا از دیشب هم تحصّنی در مسجد اعظم و در جوار حرم حضرت معصومه برپا شده است که جمع کثیری از مردم و روحانیت در آن شرکت کرده اند و همچنان ادامه دارد.

در ما غرور طلحه کشی پا گرفته است
وقتی زبیر خرده به مولا گرفته است
اینجا کوفه نیست که تنها شود علی
این سرزمین طنین اطعنا گرفته است
خفاشهای خسته سر خورده از طلوع!
خورشید بر بلند بقا جا گرفته است
آن پیر مشرقی که طلوع ولایت است
مهرش هماره نقش به دلها گرفته است
با سامری بگو که موسای عشق ما
تأیید از خدای تعالی گرفته است
یا اشعری دچار تغافل شده است سخت
یا غفلتش مسیر تماشا گرفته است
گو چشم بسته باز کند خوب بنگرد
کاین قوم ،می ، زجام تولا گرفته است
بین خمین و خامنه دیوار و مرز نیست
لبیک ما حریم زمان را گرفته است

یاعلی

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۸۹ ، ۲۳:۵۶
محمد ابراهیم باغبان

در تجمعاتی که یک حالت عمومی وفراگیر دارد و در آن از همه نوع افکار و آراء و سلایق مختلف شرکت می کنند -که همین راهپیمائی سراسری وحداکثری 22 بهمن و یا 9 دی سال گذشته نمونۀ بارز و عینی تر این قضیه می باشد- چیزی که بیشتر چشمگیر است و آن بُعد از این حضور که بیشتر جلب نظر می کند این است که قریب به اتفاق افراد شرکت کننده -اعمّ از زن و مرد -دارای پوشش و ظاهری موجّه و در مسیر باورهای اسلامی و دینی است و شاید درصد قابل توجه از آنها حدّ اعلای حجاب و پوشش و ظاهر دینی را دارا باشند و آن عدۀ قلیلی هم که ممکن است حدّ متوسط پوشش مورد پسند شارع دینی را نداشته باشند باز مراعات کنندۀ عرف جمع بوده و چنان ظاهر زنندۀ جلب کننده ای ندارند و تا حدودی قابل قبول است.

بجاست این نکته باز هم تکرار شود که این افراد شرکت کننده اکثریت جامعه هستند و نمونه هایی از علایق و افکار مختلف و از باب مشت نمونۀ خروار هستند.

از طرف دیگر مسئله ای که در سالهای اخیر اذهان عمومی را به خود معطوف داشته و فکر و همّ و غمّ دغدغه مندان جامعه را به خود مشغول کرده بحث حجاب وعفاف جامعه و ترویج پوشش و مدل های غیر اسلامی و بیگانه می باشد ؛هم چنین اینکه عفت عمومی جامعه درصد قابل توجهی کاهش یافته است و این مسئله از زمان شروع دولت گهر بار اصلاحات داغتر شده و سرعت بیشتری به خود گرفته است.

همان چیزی که در طول سال از سر صبح تا پاسی از شب به عینه آن را مشاهده می کنیم ،علی الخصوص در شهرهای بزرگتر و مهمتر ،

انواع بی حجابی ها و بد حجابی ها ،مدلهای مختلف لباسهای زننده و بیگانۀ از فرهنگ ،سلیقه های مختلف در اصلاح و رنگ مو و انواع آرایش هائی که شاید از حد شمارش خارج باشد ، چه در زنان و چه در مردان ،و نه با در صد کم ،بلکه چشمگیر

حال کدام باور کردنی تر است؟ قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را ؟

در اینجا چند احتمال به ذهن خطور می کند که بعضی از آنها شاید به واقعیت نزدیکتر باشد و البته این همۀ احتمالات نیست و احتمالات دیگری هم ممکن است وجود داشته باشد که شما می توانید با بیان آنها و یا بیان اینکه کدام یک از این احتمالات مذکور قوی تر است ما را به حقیقت نزدیکتر کنید

یکی از گمانه ها این است که افراد شرکت کننده در راهپیمائی های میلیونی همان افراد دیروز و فردا و همه روزۀ خیابانها و پارک ها هستند که در این تجمعات شرکت می کنند امّا با ظاهری متعادلتر و مورد پسند ،که حضورشان هم به خاطر دلائل مختلف میتواند باشد مثل حبّ وطن و یا پشتیبانی از نظام و حکومت اسلامی، عشق به ولایت ،ترس از برچسب های سیاسی و....

و یا شاید هر دو گروه و طیف ،کاملا جدای از هم می باشند و افراد خیابان ها و بازار ها کاملا غیر ازافراد حامی نظام و ولایتمدار می باشند و هم آنها تعدادشان قابل توجه است و های و هویشان زیاد ؛و هم اینها تعدادشان کمی از آنها ندارد و صدایشان رسا ؛و هر دو قسمت مساوی ای از جامعه را تشکیل داده اند.

و یا شاید اصلا چیزی غیر اینها باشد و حقیقت این باشد که آن افراد هرزه و یا شاید گمراهی که در طول سال چشمان ما را پر کرده اند و آزارمان می دهند اصلا جمعیت قابل توجهی نداشته باشند ولی به خاطر کثرت حضورشان و بزرگی جلب توجهشان و هم چنین اینکه مأمن و مأوای آنها بیشتر در بیرون خانه و در ارتباط های مختلط و بازار خود فروشی است در چشم ما با تعداد کاذب جلوه گر شده اند و گول خورده ایم و در مقابل ،افراد متدیّن و با حجاب و عفاف جامعه ، اکثریت باشند ولی به خاطر پرهیزشان از مناظر عمومی و به خاطر مصونیّت شان ،خود را در گوهر حجاب و عفاف آراسته باشند و کمتر جلوه گر باشند و فقط در مواقع ضروری حضور به هم رسانند،آنهم با جمعیتی مثال زدنی.

در آخر کلام یک قضیه نقل می شود که خود شاید بوجود آورندۀ احتمالی جدید باشدو یا شاید مؤیّد یکی از احتمالات بالا:

تقریبا یک ماه پیش حجة الاسلام و المسلمین آقا تهرانی در جلسۀ هفتگی هیئت فاطمیون این قضیه را نقل کردند:

یکبار خدمت آیت الله بهجت روز بعد از 22 بهمن رسیدم. پرسیدند: «خیلی آمده بودند؟» گفتم: «بله».

فرمودند: «فکر می‌کنی همه اینهایی که آمده بودند، انقلاب را قبول دارند؟» گفتم: «نه».واقعاً همین‌طور است.

فرمودند یعنی همه اینها آقای خمینی را قبول دارند؟ گفتم: «نه».

گفتند: «پس چرا می‌آیند؟» گفتم: «نمی‌دانم».

گفتند:

«ولایت حاج‌آقا روح‌الله است که اینها را می‌کشاند».

وقتی می‌گوید بریزید بیرون، می‌ریزند بیرون. خودشان هم نمی‌دانند چرا.

والسلام

جمعه 7 ربیع الاول 1432

مشهد مقدس

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۸۹ ، ۲۲:۵۵
محمد ابراهیم باغبان
جمعه, ۸ بهمن ۱۳۸۹، ۰۸:۵۴ ق.ظ

ای چلّه نشین پردۀ ظهور

هزار و اندی صبح آدینه رفتۀ و در غم غروب بی صاحب، کشتۀ این غم عاشق کش شدۀ و به کفن شب بی ظهور، تدفین شده است

چندین و چندین اربعین است که ندای یا لثاراتِ به غم نشستگان ِارباب قتیل العبرة ،گوش کر عالم را پرده دریده، امّا!

هنوز و هنوز، چلّه نشین پردۀ ظهور هستید و چشمان ما ،درپس پردۀ غیبت، به گناه ندیدنتان ،آلودۀ و دامن گیر مانده است

خامۀ قلم خشکیده که نمی توان برای شما نوشت یا این دل من است که از عشق شما بی رائحه گشته

یا شاید دل من پر است از عشق، عشق به هر آنچه که دلتان را می آزارد، بغضتان را شکفته می کند و اشکتان را به گونه روان

مرگ ارزانیم باد در چنین لحظه ای و خدایا به عزتت نیاور بر من چنین نقمتی را

خواستم در این صبح جمعه، به دلم ندبه ای روانه کنم و از شما بنویسم ،امّا چه کنم،

چه کنم که حتّی قلمم نیز از شما فرسنگ ها دور است ،چه رسد که دلم عاشقتان باشدو یا چشمم گریانتان

نگو...

نگو که دلم می گوید باز هم شاید این شب جمعه را نیز همچون تمام شب های جمعۀ عمر بر باد رفته ام ،از سر اجبار پرونده ام را به دست گرفته اید و....

یا مولای

دعایم کن، دعایم کن که زمزمۀ دلم چنین باشد:

 

نَزِیلُکَ حَیْثُ مَا اتَّجَهَتْ رِکابی                   وَ ضَیْفُکَ حَیْثُ کُنْتُ مِنَ البِلادِ

 

خاک قدمت باشم هر جا که تو می گردی

مهمان تو می گردم هر شهر که مهمانی

یا أبا صالح المهدی

۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۸۹ ، ۰۸:۵۴
محمد ابراهیم باغبان